![]() |
![]() |
|
| مبارزین برای راه آزادی |
|
دوستی احمدی نژاد را این چنین توصیف میکرد: "بچه ای که یک بوق پلاستیکی به او دادن و در بعدازظهر گرم تابستون از این کوچه به اون کوچه از این کوی به اون برزن میره و تو بوق میدمه. صدای بوقش امون همه را بریده چه خانواده خودش و چه همسایه ها هیچ کس روز خوش از دست او نداره" اما متاسفانه کسی که ادعای پدری!!!خانواده را هم داره دم به دم از کار او دفاع میکنه هر چه دلسوزان خانواده میگویند که راهی که این بچه میره به ناکجاآباده ...درست نیست...این طوری ابروی ما بین همه همسایه ها و دوستان میره و بهانه ای برای بدخواهان ما میشه...اگه این طوری پیش بره حیثیتی برای ما باقی نمیمونه اما نه پدر گوشش بدهکار این حرفهاس و نه البته اون بچه بازیگوش. بچه هر روز ریتم خاصی برای بوق زدنش پیدا میکنه و بوق زدنهاشو با شعارهای خودساخته اش ترکیب میکنه و سروصدای عجیبی ایجاد میکنه هر روز به مسئله ای گیر میده و تا یه موضوع ساده را به یک جنجال بزرگ تبدیل نکنه ول کن نیست و احدی هم حق اینکه بهش بگه بالای چشمت ابروه را نداره.اگه از خانواده خودش باشند که سر و کارشون با پدر خانواده و اطرافیانشه و از بیرون هم کسی زیاد حرفی نمیزنه چون بالاخره بچه از خانوادهای قدیمی و پرنفوذه محله هست همه ترجیح میدهند با اونها درگیر نشن. اینه که فعلا هیچ کس جلودار اون نیست و مست غرور و سرخوش از اعتماد پدری که از بوق بوق کردنهای بچه نوپایه دست آموزش به وجد می یاد. چون پدر را یاد روزهای جوونی اش میندازه که با کمک دوستاش یکه تاز عرصه نعره زدن و خرابکاری تو سراسر محلات بود و هر جایی نام اون و خانواده اش به میون میامد مو به تن همه راست میشد(البته این اسمش اقتدار و صلابته نه چیز دیگه!!!) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 10:49 AM توسط عباس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| لوگوی مبرآ |
آزادی:
پیدایش این احساس،احساس خفقان،احساس اسارت، درد کشیدن از اسارت، میل فرار و آرزوی نجات از اسارت و تلاش و جستجو برای یافتن گریزگاهی بسوی آزادی،عالی ترین و امید بخش ترین دست آوردی است که تاریخ ، در مسیر تکاملی خویش به انسان امروز ارمغان می دهد و نشانه شور انگیز تولد انسانی دیگر است و به تعبیر درست تر ، تولد انسان راستین ، یا تحقق کامل انسان ; چه انسان یعنی آزادی و احساس اسارت ، خود آیه آزادی است و رنج بردن از اسارت ، نشانه تولد آزادی ; معلم شهید ما شریعتی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|