![]() |
![]() |
|
| مبارزین برای راه آزادی |
|
حنیف... به آغوش خانواده... دوستان.. و همسنگرانت ... خوش آمدی. آمدی و میدانم چراغ روشنی خواهی شد برای ما در ادامه راه مبارزه... حنیف... وثیقه آزادیت اما... خواست یک ملت بود... خواست صدها همسنگری بود که در وصفت گفتند و قلم زدند... خواست 201دوستی بود که مفتخرانه درخواست ازادیت را امضا کردندند... و گل زخمهای شلاق مزدوران برتنت نشانه این که همچنان چون نامت "حنیف" راست ثابت و پایداری و در پناه یزدان در مسیرت راسخ... و امروز دوش تو بار سنگینی را حامل است و آن گفتن چگونگی دست و پنجه نرم کردن با استبداد است... و بی شک تو سند بی خدشه ای خواهی بود برای نمایان کردن سفاکیت مهرورزان برای تمامی کسانی که شعله شعور و تفکر هنوز در ذهنشان روشن است. آری تو زین پس باید بردوش کشی سنگهای زندانت را: "سنگ های زندانم را به دوش کشم بسان فرزند مریم که صلیبش را نه به سان شما که دسته شلاق دژخیم تان را می تراشید از استخوان برادرتان و رشته تازیانه جلادتان را می بافید از گیسوان خواهرتان و نگین به دسته شلاق خودکامگان می نشانید از دندانهای شکسته پدرتان" |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 6:2 AM توسط عباس |
|
1۴مرداد 101 سالگی مشروطیت و روز همبستگی بزرگ وبلاک نویسان با دانشجویان دربند اگر جامعه و رویدادهایی که درطی دورانها در آن رخ میدهد را موجودی زنده بدانیم و برای آن حیات و ممات قائل باشیم مسیر مشروطه خواهی و و مبارزه ملت ایران (راهی ناتمام) را هم میتوان به مثابه پیکری دید که در۱۰۰ سال گذشته دارای چالشها و فراز و فرودهایی بوده و همواره در چالشی فرسایشی با قدرتی مطلقه به حیات خود ادامه داده است. اگر روزی محمد علی شاه قاجار مجلس را به عنوان نماد مشروطیت این ملت به توپ بست امروز مستبدان دارای داعیه مذهب دانشگاه را که نماینده باید در آن ساخته شود و به مراتب مقدس تر است و دانشجو را که کباده کسب علم و تقوی به دوش میکشد را با حملات گاه و بیگاه خود به توپ میبندند.اگر روزی نمایندگان و برخواستگان از توده های مردم را با کیفهای انگلیسی و آمریکایی به خدمت اربابان درمیآوردند امروز چمدانهای پرزرق و برق رانتهای میلیاردی و امتیازات طبقاتی است که از طرف دربار خلیفه به سوی چاکران و غلامان و تملق گویان سرازیر میشود. پیکر نیمه جان مشروطه در طی قرن گذشته گاهی آنچنان جان یافته و مست از پیروزیها گشته و سپس زمان به او نشان داده که او نیز مثل ملت ایران تحت تاثیر احساساتش قرار گرفته و همه آن چیزی که در ذهن میپرورانده سرابی بیش نبوده است. انقلابی که در ۷۲ سالگی مشروطیت رخ داد و بعدها بسیاری آن را غیرضروریترین انقلاب قرن دانستند اما به نظر نگارنده این غیر پخته ترین و احساسی ترین انقلاب قرن بود. اگر حداد عادل در توصیف مشروطیت میگوید "مشروطه طفل نوپایی بود که به نامادری اش سپردند"باید گفت انقلاب اسلامی نوزادی بود که نارس به دنیا آمد تحت تاثیر احساسات و بدون تفکر و پیش زمینه ای برای اینکه میتوان به غیر از پیروزی های سطحی به دستاوردهای بزرگ دیگری چون آزادی و عدالتی همه جانبه دست یافت در واقع به گفته اکبر گنجی"مادر انقلاب ابستن دموکراسی نمیتوانست باشد". اما مشکل بزرگ امروز ما قرق شدن در دایره بی رحم تکرار تاریخ است و نسل امروز دوباره تحت تاثیر احساسات و با فریب دوباره از شعارهای پوپولیستی به انقلاب یا کودتا یا هر چیز دیگر ۳ تیر رسیدند و امروز چه زود در سوگ کرده خود نشسته اند. اما تشابه بزرگ دیگری که میتوان بین انقلاب اسلامی ومشروطه به روی کار امدن و مدعی بودن کسانی است که در ابتدا برای این دو نهضت شمشیر را از رو بسته بودند و از طرف سران وقت کنار گذاشته شدند کسانی که مخالف مشروطه بودند یا کسانی که جمهوری اسلامی را برنمیتافتند و میگفتند سرنوشت انقلاب را به دموکراسی رای های بی ارزش نمیتوان واگذار کرد اما پس از گذشت چندی خود را صاحب و نظریه پرداز جنبشها معرفی کرده و تفکرهای مخالف را یکی یکی کنار زدند. اما امروز نماینده واقعی و مشروطه واقعی را میتوان در دانشگاه جستجو کرد دانشجویی که بدون هیچ چشم داشتی در مسیر مشروطه که همان مبارزه در جهت کاهش قدرتهای انباشته شده است تلاش میکند دانشجویی که تحت تاثیر هیچ نظارت استصوابی بزرگی به این خانه بزرگ ملت(دانشگاه) راه یافته و در راه اهدافش دارد همه چیزش را فدا میکند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 6:55 AM توسط عباس |
|
|
حنیف... آزادی گرچه در بندی... آزادی گرچه زیر شکنجه ای... آزادی گرچه به سختی میتوانی با نزدیکترین کسانت هم کلام شوی... آزادی چون به خاطر آزادی در بندی ... آزادی برای اینکه اسیریت انگیزه ای است برای دوستان آزادی خواهت... و روزی که از بند درایی چراغ روشنی هستی برای راه سخت ما در مسیر آزادی و لیکن ما... اسیریم... اسیر افکاری که به خوردمان میدهند... اسیری که احمقانه احساس ازادی میکند... اسیری که در سلول انفرادی به بزرگی ایران و درزیرسایه تاریکی مطلقی به سرسختی تحجر روزمان را شب میکنیم... به کجا چنین شتابان؟گون از نسیم پرسید... .دل من گرفت از این جا... هوس سفر نداری... زغبار این بیابان... همه آرزویم... اما چه کنم که بسته پایم...چه کنم که بسته پایم... نامه خانواده دانشجویان دربند به هاشمی شاهرودی همچنان بی پاسخ مانده است...شب بخیر آقای شاهرودی... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 2:43 PM توسط عباس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| لوگوی مبرآ |
آزادی:
پیدایش این احساس،احساس خفقان،احساس اسارت، درد کشیدن از اسارت، میل فرار و آرزوی نجات از اسارت و تلاش و جستجو برای یافتن گریزگاهی بسوی آزادی،عالی ترین و امید بخش ترین دست آوردی است که تاریخ ، در مسیر تکاملی خویش به انسان امروز ارمغان می دهد و نشانه شور انگیز تولد انسانی دیگر است و به تعبیر درست تر ، تولد انسان راستین ، یا تحقق کامل انسان ; چه انسان یعنی آزادی و احساس اسارت ، خود آیه آزادی است و رنج بردن از اسارت ، نشانه تولد آزادی ; معلم شهید ما شریعتی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|