![]() |
![]() |
|
| مبارزین برای راه آزادی |
|
به بهانه ۲۶ خرداد سالمرگ فداییان!!!اسلام:
ترور...تروره جه القاعده چه حزب الله و حماس چه موتلفه چه منافقین چه مورد ترور رئیس جمهور یک کشور تازه انقلاب یافته(رجایی) باشد چه نخست وزیر یک حکومت استبدادی (حسنعلی منصور) . مبنا یکی است و با هر بهانه ای قابلیت توجیه ندارد.اگر این افراد نام خود را فداییان اسلام!!!مینامند بگویند و نشان دهند در کجای این دین مبین این گونه از بین بردن دشمن مرسوم بوده است. علی(ع) و فرزندانش خود قربانیان ترور بودند علی کسی بود که عمر عاص دشمن مکار و فریبگر خود را در جنگی تن به تن و تنها به خاطر بی پوشش بودن بدن او به حال خود رها میکند.با اینکه خود میدانست حیله است اما مرام جوانمردی و غیرت او به او اجازه چنین کاری را نداد همان عمری که بعدها نزدیکترین یارش مالک را از علی گرفت. توجیهی که نمیتوان اورد و از همان ابتدای مبارزات انقلابی هم این گونه اعمال مورد تایید بسیاری از بزرگان مذهبی انقلاب همچون ایت الله بهشتی طالقانی و حتی خمینی نیز نبود و انها از تایید ترور به عنوان عاملی در جهت پیروزی جناح خود استفاده نمیکردند. اما برای عده ای تنها هدف مقدس است و هر طریقی برای رسیدن به آن را موجه میدانند ترور تهدید و... بازماندگان همان تفکر مطرود در سالیان اخیر عامل فجایعی چون قتلهای زنجیره ای و یا ترور اندیشمندی چون سعید حجاریان شدند. در ادامه مطلب مقاله ای در مورد عاملان تروری که در ۲۶ خرداد به دار مکافات آویخته شدند را بخوانید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:7 PM توسط عباس |
|
فریادی از برای حق طلبی
فریاد میزنم گاهی از برای حق طلبی و خون خواهی و گاهی هم برای یک قرص نان و یا عدالتی فراتر از آن . فریاد ما همیشه فریاد نیست گاهی یک آه کوچک است گاهی یک اخم و...گاهی ضجه است گاهی فریادی است همراه با هق هق گریه اما...اما...مهم این است که ان فریاد از برای چیست فریاد گاهی برای شادی است اما فریادی که از برای حق طلبی باشد امروز فقط ضجه است چون دیگر از اه دیگر از اخم و دیگر از هر شکل دیگران گذشته است.امروز باید فریاد زد ...جیغ زد و... باید تلالو و انعکاس صدای این فریاد لرزه اندازد بر اندام استبداد لرزه اندازد بر روح انسانهای غافل و ما به عنوان منادیان این فریاد میگوییم: فریاد من شکایت یه روح بی قراره گلایه من از شما حکایت خودم نیست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 8:23 AM توسط عباس |
|
|
به نام پروردگار بخشنده ومهربان بيانيه پايانی جلسه اعضاي حق طلبی در اصفهان ما در امروز يعنی سالگرد قيام پانردهم خرداد سال چهل و دو در اصفهان به روح پاك همه شهيدان راه آزادی خواهی در تاريخ ايران درود مي فرستيم و از خداوند می خواهيم ما را در رسيدن به هدف شهيدان يعنی آزادی و حكومت مردمی ياری كند. به لطف پروردگار و ياري دوستان همراه در كل كشور، امروز بعد از گذشت حدود شش ماه از طرح اوليه حق طلبي، شرايط موجود نويد آينده اي روشن برای اين حركت را مي دهد. اين حركت با اميد فردايی بهتر براي ايران عزيزمان و با هدف رساندن صدای حق طلبی مردم ايران بنا شد و سعی دارد خارج از كش مكش های احزاب سياسی و بدور از مشكلات روزمره با همفكری جوانان در سراسر كشور به دنبال راهی باشد تا بتواند پس از بيست و هشت سال كه از انقلاب 57 می گذرد به انحصار طلبی ها در سطح حكومت پايان دهد و تلاش می كند بستری را فراهم آورد تا حكومت بيشتر در دست مردم باشد. در اين راه بسيار مشكل و طاقت فرسا ما نيازمند همراهی نيروهای جوان جامعه از تمامی اقشار و اصناف هستيم تا بتوانيم با كمك و ياری يكديگر راه را برای داشتن جامعه ای آزاد هموارتر كنيم. اميد است مردم عزيز ايران ما را راهنما باشند و كمك های معنوی خود را از ما دريغ نكنند. امضاء كنندگان: آقايان علی جمشيدی،سيروان احمدی،احمد اميری،محسن قائمی،عباس مبرا، مسعود طهماسبی، محمد مهدی حبيبی |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 9:44 AM توسط عباس |
|
|
مسیر مسیر طولانی بوده است مسیری با هزینه های فراوان و البته با نتایجی بسیار کمتر از هزینه انجام شده. گرچه سبقه و گذشته این راه بسیار طولانی و به صدها سال قبل بازمیگردد ولی شکل سازمان یافته و هدفمند آن در این مرز و بوم را در ۱۰۰سال اخیر میتوان جستجو کرد. این شاید اولین بار بود که این دو گروه از انسانها با اندیشه های کاملا متضاد و عقاید مختلف در راه مسیری مشخص با هم همکاری کرده و جدا از سلایق شخصی به دنبال هدف مشترک و مقدسی بودند. یک گروه دارای ثبقه به مراتب طولانی تری بودند و شامل طیفهای زیادی از اندیشه های دینی و مذهبی بودند.اگر بخواهیم داخل همین جریان به کند و کاو بپردازیم و تقابل ها را در نظر بگیربم میبینیم که سابقه این تقابل ها در اصل به نوعی تقابل بین جبر گرایی و معتذله ...و تقابل عقل گرایان مذهبی و مذهبیان متحجر میرسیم که لحظه لحظه تاریخ بعد از اسلام ما درباره آنان است تقابل حلاج ها و عطارها و حافظها با به قول خودشان شیخان پاکدامن کوته فکر نمونه ای از آنهاست. اما گروه دوم محصول برهم کنش فرهنگ غرب و فرهنگ ایران بود که محصول آن انسانهایی تحت عنوانهای مختلف نتیجه ان بود از مسیونر گرفته تا روشنفکران غیر دینی و حتی گاهی عوامل بیگانه. اما محصول برهم کنش این دوگروه برهم انسانهایی ساخت که تبدیل به اسطوره های بی نظیری در تاریخ ایران شدند اسطوره هایی که بر خلاف اینکه عده ای در جهت حذف انها و حتی حذف نامشان گام براشتند اما ره به جایی نبردند و همچنان بر صدر تاریخ مبارزات ایران میدرخشند. مصدق ها فروغی ها بازرگان ها شریعتی ها و...نمونه بارزی از این انسانها هستند. به هر حال دو گروه با طیفهای مختلف صرف نظر از اختلافات عدیده فی ما بین برای مبارزه در سنگر مشترک یک تقسیم کار نسبی انجام دادند هر یک با توجه به قابلیتهای خود به فعالیت پرداخت اگر گروه اول شامل هر دو طیف اسلامگرا به علت در دست داشتن تریبونهای خاص در بین مردم (مسجد و منبر)به جمع آوری و بسیج عوام پرداخت طیف دوم تریبونش محافل علمی ِدانشگاها و قشر راسی جامعه بوداما این دو انجایی دچار مشکل با هم شدند که پس از یک پیروزی بزرگ نوبت به تقسیم کیک قدرت رسید. گروه اول خیانت کرد گروه اول از امانت بزرگی که در دست داشت به نفع خود سود جست انگار پس از سالها تازه به این فکر افتاده بود که از نظر فکری با گروه اول مشکل دارد تازه فهمیده بود که مشکلات عقیدتی زیادی با انان دارد پس ناگزیر به حذف تک تک چهره های شاخص انان شد. ضربه وارده از گروه اول به طور جالب همواره با همکاری دشمن درجه اول این گروه یعنب غرب همراه بوده است این ضربه در سه مقطع وارد شد: ۱-کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۱:که به نظر من بزرگترین خیانت و ظلم غرب به ایران در طی تاریخ است که اگر چنین نشده بود و دولت ملی مصدق شکل گرفته بود امروز ما کشوری آزاد به معنای واقعی با ۶۰ سال سبقه دموکراسی و مردم سالاری حقیقی بودیم ۲-استعفا و در پی آن حذف بازرگان و جریان او از انقلاب:که شاید به اندازه مورد اول قابل توجه باشد و البته در اینجا هم از نقش منفی غرب و به خصوص امریکا نمیتوان به سادگی گذر کرد. ۳-کودتای ۳ تیر سال ۸۴:کودتای رهبری انقلاب و برگزاری یک انتخابات فرمایشی و غیر واقعی که منجر به روی کار امدن چهره سرسپرده ای چون محمود احمدی نژاد شد. شاید چون این مورد اخر را بهتر درک کرده باشم قادر به تحلیل صحیح تر از ان باشم.پس از یک دوره تقریبا ناموفق اصلاحات اما اذهان و تفکرات مردم برای ایجاد یک دولت و حاکمیت پاسخگو و وفادار به ازادی های به حق و خواستنی مردم فراهم شده بود و روی کار امدن افرادی چون دکتر معین با اعتقاداتی چون احترام به منشور حقوق بشر کورش کبیر و عقاید دگر اندیشان و نفی حکم حکومتی به عنوان ناقض صریح قانون اساسی میتوانست تحولی شگرف بر مسیر طولانی و پر درد سر یک ملت در طول ۱۰۰سال اخیر باشد. اما این مسیر در کجا پایان پذیرد و به سر منزل مقصود رسد و توسط چه کسی و آیا واقعا بازهم یک نفر یا نفرها!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 12:55 PM توسط عباس |
|
|
استقبال اصفهانی ها از عمو پورنگ بيش از احمدي نژاد بود. البته اين دو از جهات زيادي قابل مقايسه اند: اما ابتدا شباهت اين دو اول اينكه هر دو لمپن اند و قدرت سرگرم كردن جمعيت را دارند دوم اينكه هر دو داراي اشعار و اصطلاحات خاص خود هستند يعني اگر عمو پورنگ ميگويد:اردك تك تك ،تك تك اردك در مقابل احمدي نژاد هم ميگويد :انرژي هسته اي كي گفته ما خسته ايم. هر دو داراي چهره و لباسهاي خاص خود هستند يعني اگه لباسهاي عمو بارنگهاي شادش معروفه آن كاپشن احمدي نژاد هم معروفه. اگه عمو پورنگ در پايان برنامه اش از بچه هاي كوچك و دل پاك ميخواهد دستاشونا براي دعا كردن بالا بگبرند و يه دعاهاي او آمين گويند احمدي نژاد هم پس از پايان روزه هايش از مخلصين و البته دلپاكان!!! در ركابش ميخواهد دستانشان را بالا گيرند و به نفرينهاي او در حق عالم و آدم آمين گويند. اما تفاوتها اول اينكه عمو پورنگ نميگويد به تيپ جوانها كاري نداريم و بعد آنها را به خاك و خون بكشد. نميگويد كه مشكلات اقتصادي مردم را حل ميكنم و همزمان با ورودش نرج اجناس و خدمات در شهر اصفهان جهش نجومي كند. براي ورود به ميدان امام براي ديدن عمو مردم را مثل جانيها تفتيش بدني نميكنند. هنگام حضور عمو پوسترها و بيلبردهاي ۲ ميليوني يا زيرنويس ستاد مردمي!!! استقبال در سطح شهر نصب نميكنند. این گونه است که یک مجری تلویزیونی از یک رییس جمهور مکتبی پیشه میگیرد و همگان دیدند که: استقبال اصفهانی ها از عمو پورنگ بيش از احمدي نژاد بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 11:59 PM توسط عباس |
|
حلقه بر بارافکن ِ قافله تنگ ميکنند
«ــ هان!
چند قرن، چند قرن به انتظار بودهايد؟» □
و بر سفرهی قطبي
شاد از آن که سرانجام به مقصد رسيده است!!!
ادامه مطلب |
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 3:11 PM توسط عباس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| لوگوی مبرآ |
آزادی:
پیدایش این احساس،احساس خفقان،احساس اسارت، درد کشیدن از اسارت، میل فرار و آرزوی نجات از اسارت و تلاش و جستجو برای یافتن گریزگاهی بسوی آزادی،عالی ترین و امید بخش ترین دست آوردی است که تاریخ ، در مسیر تکاملی خویش به انسان امروز ارمغان می دهد و نشانه شور انگیز تولد انسانی دیگر است و به تعبیر درست تر ، تولد انسان راستین ، یا تحقق کامل انسان ; چه انسان یعنی آزادی و احساس اسارت ، خود آیه آزادی است و رنج بردن از اسارت ، نشانه تولد آزادی ; معلم شهید ما شریعتی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|