![]() |
![]() |
|
| مبارزین برای راه آزادی |
|
مناظرات و جوابیه ها ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 7:33 AM توسط عباس |
|
|
به نام خدا
((اندر آن فینگیلی ها و گماردگانی کروات بسته و ژیگول میگول وخفن که بادها در سر داشتی همی بسیار شیفته خدمت به اربابان می نمودندی))
ٌ بخشهایی از بیانیه کانون دختران اندیشه!!! آری شیفته خدمت به اربابان خود مینمودیم: شیفته خدمت به اربابانم هستم وتا آخرین حد توان یعنی تا آخرین نفس در این راه جانفشانی خواهم کرد اما میخواهم اربابانم را به شما معرفی کنم اربابم دکترشریعتی است که خود میگوید: رهبرم مصدق و مولایم علی(ع) است و اربابم همه آن کسانی هستند که در راه اعتلاء و آزادی این سرزمین تلاش میکنند. و چون این افرادخود جز اعتقادات ملی و مذهبی من هستند پس سعی میکنم از هر نظر به آنها شبیه باشم و مسرت بخشتر از شباهت به آنها برای من دیدن افرادی است که آنقدر کوته فکرند که با دیدن صرفا ظاهر یک انسان به حدی عصبانی و از خود بیخود میشوند که شروع به گفتن ونوشتن کلماتی میکنند که به راحتی آیینه ای از درونیات متحجرانه شان را به نمایش میگذارد.جمع دانشجویی که نام خود را کانون دخترن اندیشه!!!میگذارد در بیانیه خود با استفاده از عباراتی همچون(خانم شریعتی پا نداد-فینگیلی ها- گماردنیها-رخساری داشت القاعده گونه) نشان داد که واقعا چقدر برمبنای اندیشه و منطق و استدلال به نقد میپردازد .البته هر انسان بالغ و هوشمندی تفاوت قلم را میفهمدوقدرت استدلال آن را دارد اما نکته جالب به کار بردن عبارات مثل رخسار القاعده گونه و یا گماردنی در این بیانیه است که مصداق بارز آن برای همگان مشخص است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 11:35 AM توسط عباس |
|
|
به نام خدایی که صادق است و فرمان به صداقت داده است (راز ماندگاری دکتر شریعتی ) مقام معظم رهبری: (( به نظر من و با شناختی که از دکتر داشتم،وی تلاش کرد تا از وجود نقاط مشترک خود با دستگاه مانند ضدیت با مارکسیسم و انتقاد از روحانیت استفاده کند و ساواک را درباره خود به طمع بیندازد و در واقع آنها را فریب دهد و موفق شد.شاکله او با نوکری ساواک سازگار نبود.حداکثر این بود که وی اهل خطر کردن در مبارزه با دستگاه نبود و مایل بود در حاشیه عرصه مبارزه قرار داشته باشد)) قسمتهایی از بیانیه کانون دختران اندیشه قضاوت با شما |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 6:19 AM توسط عباس |
|
|
به نام خدای هستی بخش
مقدس....قدیس....قداست....شهید،شاهد،شهادت روزگاری در این کشور در ایران ما جنگی برپا شد دشمن چشم به سرزمین ما دوخته بود و دست کوتاهش میل دراز ،دست درازی به خاک ما را داشت.در چنین شرایطی عده ای انسان مثل من،مثل تو ،پاک و ناپاک،خوب و بد،بی دلیل و با دلیل به جنگ با این دشمن یا دشمنان مغرور رفتند.با خاک سرزمین، با خون و آب دیدگان و با گرمای آتش ... پاک و مطهر شدند، جان سپردند و مقدس نام گرفتند. جان دادگانی در راه هدف و جان فدایانی که در راه ایمان به خدا ، شهید شدند.قدیس شدند.مایه افتخار من، مایه مباهات تو و مایه غرور ما.عده ای از آنها نیز بعد از چند دهه هنوز ناشناخته و بی پلاک مانده اند....اما...اما غریب نیستند، که شهید هرگز ، در هیچ کجا و تحت هیچ شرایطی، غریب نمی شود. جایگاه روحشان در بهشت است و جایگاه جسمشان در ، در کنار هم رزمان و هم قطارانشان، در گلستان و نورستان شهدا !!! مکانی که بی شک دانشگاهی است با برترین اساتید تاریخ چند سال اخیر وطن. اساتیدی که همه اعضای هیئت علمی معرفت و غرور هستند!!! ما دانشچویان ، کوچک و بزرگ ، دختر و پسر ، ما باید امتحان ورودی بدهیم و به دیدار این دانشگاه بزرگ و اساتید بزرگتر برویم.نه اینکه آنها به سراغ ما بیایند!!!! این توهینی بزرگ به قدیسین ما، به شهیدان ما و به نام آوران بی نام ماست... رسم زیبا و دیرینه ما ایرانیان ، رفتن کوچک ها به دیدار بزرگان است . بیایید با دنیا ، این دنیایی که همه قانون های خوب و زیبای مارا پایمال کرده و میکند به ستیزه برخیزیم....توهین به مقدسات و قدیسین را نپذیریم و نگذاریم قانون دیدار کوچکتر ها و احترام به بزرگتر ها، به باد فراموشی سپرده شود و به سخره بگیریمش.....قطره قطره پاک شهیدان، در دریای با هم بودن معجزه خواهند کرد.بیداد می کنند.فرقه و جدایی بین قطره ها ، تنها، مسبب به هم زدن معجزه دریا می شود.توهین را نباید پذیرفت...نباید از یاد برد هرگز شهید، شاهد، شهادت.......مقدس، قدیس، قداست گرچه شاید ورود این مظاهر قداست و پاکی به دانشگاه ما، عاملی باشد برای پاک شدن محیط، اما مسلما فرصت طلبان و انحصار طلبان لحظه ای از سوءاستفاده از آخرین باقیمانده های تن مطهرشان ، امتناع نخواهند کرد. و دیری نخواهد پایید که نیرو های نظامی و شبه نظامی راه به دانشگاه پیدا می کنند.این مظاهر جان دادن در راه ایمان و اعتقادات والا، چون ازادی ، خود عاملی برای فشار بر این اعتقادات پاک خواهند شد. (پس با تدفین شهدا در دانشگاه شهرکرد مخالفت می کنیم)
تعدادی از دانشجویان مستقل به پشتیبانی انجمن اسلامی دانشگاه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:24 PM توسط عباس |
|
|
قربانی ابدی از گهواره تا گور
دکتر شریعتی در کتاب خود با عنوان "آری این چنین بود ای برادر "به طرز جالبی به موضوعی که میخواهم به آن اشاره کنم میپردازد. داستان از آنجا شروع میشود که راهنمایی که مشغول توضیح دادن اهرام مصر بود که فردی با اشاره به قبرهای مخروبه ای که در نزدیکی قبر فرعونان است میپرسد اینها چیست . راهنما پاسخ میدهد اینان قبر نوکران و کنیزان و حشمان فرعونانند که در هنگام مرگ فرعونها با آنان دفن میشده اند تا در آن جهان هم خدمتگذار و مطیع فرعونان خویش باشند. امروز که خبر دفن شهیدان را در دانشگاهمون شنیدم نا خود آگاه یاد این بخش از کتاب دکتر افتادم .راستی که عده ای از بهره برداری و استفاده از دیگران تنها به دنیای آنها بسنده نمیکنند پس از مرگ هم اونها را ابزار دست خودشون قرار میدن. ابتدا با خون همونها بر حکومت نشستند و سپس فرد فرد اونها را با کمترین امکانات جلوی گلوله بعثی ها فرستادند و امروز هم آنها را مستمسکی برای سرکوب جنبش ها و تحرکات دانشجویی قرارداده اند. دفن شهیدی که روزی در حوزه های علمیه ممنوع بود امروز در دانشگاه مقدس شده است در کوه مقدس شده و در ... این یعنی استفاده از پاکترین مفهوم ها برای تحت فشار قراردادن پاکترین و ابتدایی ترین خواسته ها .استفاده از خون شهید برای سرکوب آرمان شهید(آزادی)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:0 PM توسط عباس |
|
|
به امید روزی که فردفرد ما ایرانیان به پا خیزیم و تعداد قهرمانان و سردمداران آزادی ایران به بزرگی یک ملت باشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 3:18 PM توسط عباس |
|
|
اينجا خدا دوتاست
در پياده رو هاي دانشگاه مشغول قدم زدن هستم احساس خاصي دارم احساسي که هيچ وقت قبل از ان نداشته ام حس ميکنم به غير از ارحم الراحمين کس ديگري هم ناظر بر اعمال و رفتار من است انکه قبلا در همه جا ناظر بر من بود را ميشناسم جاي جاي زندگي ام مرا ياري رسانده وهميشه ستارالعيوب بوده است و ميدانم در مسلک آن اين چنين است که عيبها نقصهاي مرا ميپوشاند . هرجا و در هر گوشه ي که به مشکلي برمي خورم او را صدا مي زنم و او بدون هيچ چشم داشتي مرا ياري ميکند اما اين ناظر دوم بر اعمال و رفتارم را نميشناسم حتي نميدانم کجاها هست وکجاها نيست. هر چند وقت يکبار در گوشه اي از به اصطلاح دانشگاه چشمم به يک جعبه شيشه اي مي افتد جالبه ميگويند اين جعبه هم بر اعمال ما ناظر است حساب و کتاب دارد و يقينا مجازاتي هم .اما کسي که خود را پشت اين جعبه شيشه اي پنهان کرده را نميشناسم اصلا نميدانم صلاحيت نظارت بر اعمال و رفتار ما را دارد يا نه. اگر فردي مغرض باشد و بخواهد از اشتباهات و گناهان ما سو استفاده کند چه البته من به اينجا امده ام که علم بياموزم فرهنگ بياموزم پس بهتر است با اولين حروف از مثنوي استبداد و انحصار طلبي آشنا شوم گر چه: اظهار عجز نزد ستم پیشه ابلهی است اشک کباب باعث طغیان اتش است |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:25 PM توسط عباس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| لوگوی مبرآ |
آزادی:
پیدایش این احساس،احساس خفقان،احساس اسارت، درد کشیدن از اسارت، میل فرار و آرزوی نجات از اسارت و تلاش و جستجو برای یافتن گریزگاهی بسوی آزادی،عالی ترین و امید بخش ترین دست آوردی است که تاریخ ، در مسیر تکاملی خویش به انسان امروز ارمغان می دهد و نشانه شور انگیز تولد انسانی دیگر است و به تعبیر درست تر ، تولد انسان راستین ، یا تحقق کامل انسان ; چه انسان یعنی آزادی و احساس اسارت ، خود آیه آزادی است و رنج بردن از اسارت ، نشانه تولد آزادی ; معلم شهید ما شریعتی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|