![]() |
![]() |
|
| مبارزین برای راه آزادی |
300 را شما ساختيد با وجود سدسازان وطنی نیازی به ۳۰۰ سازان هالیوودی نیست.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 1:38 PM توسط عباس |
|
|
مناظره من و فریور فتاحی:
نظرفریور۳: سلام جواب ۳:جواب به فریور(آدینه) نظر فریور۴:با سلام خدمت شما دوست گرامی جواب ۴:باز هم سلام نظز فریور۵: سلام
من فکر می کردم بین من و شما یه بحث فقط علمی هست ولی شما همش بحث رو سیاسی می کنین . و من از این نوع بحث کردن بیزارم چون من هیچ گروه سیاسی رو قبول ندارم . من فقط ممکنه عقائد مذهبی با این آقایانی که نام بردین هم عقیده باشند . در مورد نظر شما در باره اعتقادات من یا امثال من یه نکته وجود داره که هرکسی اعتقاد خودش رو داره و باید به اون احترام گذاشت همونطور که من این کار رو می کنم و کردم . منظورتون رو در مورد آقاتون نفهمیدم ولی من آقام 1 نفر بیشتر نیست و اون امام زمان حضرت مهدی (عج) هست و هیچ ارباب یا آقایی رو قبول ندارم . راستی من منتظر اون مدارک هستم . یک گلایه هم داشتم شما چرا دیگه مباحثه رو روی بلاگتون نمی ذارین از شما که طرفدار آزادی هستین بعید بود . راستی یک چیزی واسم سوال شده منظور شما و هدفتون از مبارزه با آزادی چی هست واسه چی می جنگین (به قول خودتون) جواب ۵: با سلام دوباره بر فریور در ابتدا باید بگویم که علت اینکه مطالب را به صورت مستقیم روی وب نمیگذاشتم این بود که فکر میکردم گذاشتن آنها در بخش نظرات کفایت میکند و از طرفی توصیه چند بازدید کننده این بود که گذاشتن صرف بحث بین دو طرف در موضوعات مختلف در عین جالب بودن برای آن دو نمیتواند برای دیگر بازدید کنندگان جذابیت و کشش داشته باشد. به حر حال برای اینکه حسن نیت خودم را نشان دهم از تصمیم قبلی صرف نظر میکنم و در عین حال به شما این مطلب را یاد آور میشوم که من ادعای بی جهت ندارم و تا آنجایی که بتوانم"تا آخرین نفس" آزاده ام و به آزادی دیگران احترام میگذارم. در مورد اینکه بحث بین ما بحثی علمی است و نه سیاسی شکی نیست اما باید این نکته را هم در نظر گرفت که سیاست زدگی در جزء جزء زندگی ما حتی در مسائل اعتقادی و دینی هم دیده میشود و میتوان در بین اقشار مختلف جامعه دید که در اظهارات آنها اکثر علت ها و معلول ها رنگ و بوی سیاسی میگیرد و ناخواسته به این سو میرود و من هم جزئی از همین اجتماع هستم. به هر حال اگر شما علاقه ای به بحث روی مصداق های بحث بین ما دو ندارید وآان را سیاسی شدن بحث مینامید من هم اصراری بر آن ندارم و بحث را علمی ادامه میدهیم. اما در نظر شما گفته اید که عده ای از افرادی که من نام برده ام را قبول دارید پس از شما میخواهم مناظرات بعدی ما پیرامون نظرات این افراد باشد. در پایان اسنادی در مورد اینکه اسلام قضاوت را برای زنان منع نکرده است و قول آن را به شما داده بودم عبارتند از: عمده مطالب مطرح شده در بحث عدم قضاوت زنان دو مبحث نقلی و عقلی است. الف-نقلی: این دلایل در سه بخش قرآن روایات و اجماع تقسيم نمود. قرآن:آیه 34 سوره نساء:که با آنکه سیاق آیه مذکور پیرامون روابط بین زوجین و امور خانواده است ولی برخی مفسرین از آن استفاده عام کردند و آن را دلیلی برای ممنوعیت زن از تصدی برخی مناصب اجتماعی از جمله قضاوت دانسته در حالی که استناد به این آیه شریفه با ممنوعیت قضاوت زن موجه به نظر نمی رسد زیرا همان گونه که برخی صاحب نظران فرموده اند این آیه در رابطه با روابط بین زوجین و مسائل خانوادگی است علاوه بر این حتی در صورت برداشت اجتماعی از این آیه نمیتواند نافی قضاوت زن بر زن باشد. آیه 33 سوره احزاب:که خطاب به زنان پیامبر می فرماید و از آنان می خواهد در خانه هایشان بمانند برداشت بعضی این است که لازمه قضاوت خارج شدن از خانه و در نتیجه اختلاط با مردان است بنابر این عمل کردن به مفاد این آیه عمومیت دارد پس همه زنان حق قضاوت نداردند .روشن است که استفاده از این ایه برای منع قضاوت زن دور از ذهن است زیرا اولا: این ایه درباره وضع خاص زنان پیامبر است ثانیا به قول استاد محمد حسن مرعشی دلیل مذکور اخص از مدعاست و نمیتواند مانع از تصدی زنان به طور مطلق از منصب قضا گردد زیرا قضاوت زن بر زن مانعی ندارد و منافاتی هم با مسئله وجوب غض پیدا نمیکند. روایات : که مهمترین آنها عبارتند از : ابی خدیجه سالم به نقل از امام صادق :مردی را در بین خود پیدا کنید که احکام ما را میداند و او را به داوری برگزینید که من او را بر شما قاضی قرار دادم . این حدیث بر اعتبار رجولیت در قاضی قابل مناقشه است زیرااولا:دلالت آن از باب مفهوم لقب است و مفهوم لقب در علم اصول حجتیت ندارد و ثانیا قید رجل یعنی مرد بودن از این جهت است که قالبا مردان عهده دار منصب قضا بوده اندو به اصطلاح از باب تغلیب است پس امام در مقام بیان شرط مرد بودن در قضاوت نبوده است. انس بن محمد به نقل از جعفربن محمد که او از رسول اکرم شنیده است که: بر زنان اذان و اقامه و حضور در نماز جمعه و...وعهده دار شدن مقام قضاوت و حکومت نیست. نحوه بیان مطلب در این روایات که بزرگانی همچون مقدس اردبیلی و موسوی اردبیلی آن را از حیث سند و دلالت مخدوش دانسته اند صراحت در ممنوعیت قضاوت را ندارد بلکه در صدد یک سلسه تکلیف یا استجاب موکد است به گونه ای که هیچ یک از فقهای شیعه بر حرمت حضور زنان در نماز جمعه به این روایت استناد نکردند کما اینکه از نظر برخی از علمای حقوق نمیتوان استفاده نهی تحریمی از این حدیث کرد بلکه نهایتا از آن استفاده تنزیهی کراهتی میشود. اجماع:شمار زیادی از فقهای بزرگ حلالیه همچون محقق حلی و صاحب جواهر و نراقی وشیخ انصاری و....ادعای اجماع را یکی از دلایل منع قضاوت زنان دانسته اند در حالی که اجماع مورد استفاده ثابت نیست ثانیا اینکه اجماع مدرکی است زیرا اجماع کنندگان هر چند استناد به اجماع کرده اند اما آن را مستند به دلیلی از کتاب و سنت کرده اند و در حقیقت در چنین اجماعی به نفس اجماع-که باید کاشف از رای معصوم باشد- استناد نکرده بلکه مدرک آن مستند اجماع است پس به واسطه مدرکی بودن از اعتبار ساقط است. ب:عقلی :که مهمترین آن عبارتند از:لزوم مستور بودن و عدم اختلاط با مردان که به طور ضمنی مورد بررسی قرار گرفت.اصل عدم جواز قضاوت زن:در واقع مهمترین دلیل مطرح شده در این زمینه توسل به اصل عدم است در توضیح آن باید گفت:قضاوت یک نوع ولایت و حکومت است و کسی که عهده دار این منصب است باید از سوی مقام ولایت و امامت ماذون در این امر باشد بنابراین با شک درتحقق ولایت قضا بر زن لازم است به اصل عدم ولایت رجوع کنیم و حکم به عدم قضاوت بر زن نماییم .این استدلال نیز مخدوش است زیرا تمسک به اصل عدم هنگامی صحیح است که اطلاقات و عموماتی وجود نداشته باشد تا شک مزبور را بر طرف سازد اما با توجه به اینکه در روایات وارده عمومات و اطلاقاتی وجود دارد و حتی در برخی روایات مانند روایات عمر بن حنظله اذن عام برای قضاوت زنان وجود دارد بنابراین نمیتوان به اصل عدم رجوع کرد.یکی دیگر از دلایل فرعی که مورد توجه عامه قرار گرفته است احساساتی بودن زنان است:درپاسخ میتوان گفت که درست است که زنان نوعا از نظر عواطف و احساسات چنین هستند اما نمیتوان آنها را با توجه به این خصیصه از تصدی امر قضا محروم کرد چون اولا مسائل قضایی همیشه با عواطف و احساسات سر و کار ندارد و در ثانی بسیاری از زنان هستند که با کار آموزی مستمر و ممارست در امر قضا تحت تاثیر احساسات قرار نمیگیرند. نظر۶:
سلام خدمت آقا عباس جواب ۶: سلام فریور نظر۷: سلام جواب ۷: سلام فریور نظر آخر۸: سلام جواب اخر۸: سلام |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 0:50 AM توسط عباس |
|
|
من هیچ وقت مزه عدم آزادی رو نچشیده بودم، گهگاه تو روزنامه می خوندم که یه روزنامه نگار و یا یه سیاستمدار رو گرفتند، ولی خب هیچ تاثیری تو زندگی عادیم نداشت. من همیشه همونطور زندگی می کردم که دلم می خواست، همون حرف هایی می زدم که دلم می خواست. گیچ بودم که این عدم آزادی چیه؟ اون آزادی که خاتمی با شعار دادن اون 21 میلیون رای گرفت، چیه؟ تا اینکه....هیچ وقت اونروز یادم نمیره، سال 77 بود، سوم راهنمایی بودم.چند تا جوون ریشو، سر یکی از میدون های اصلی شهر، با تیغ موکت بری شلوار های لی چسبون مردم رو پاره می کردند. با اینکه در عمرم شلوار لی نپوشیده بودم ولی یه حسی بدی بهم دست داد. شاید یه سالی از اون موضوع گذشت که یه روز تو روزنامه خوندم که چندتا از سرداران چنگ نامه ای به خاتمی نوشتند و گفتند که ما این انقلاب رو با خون حفظ کردیم، و اگر لازم باشه باز هم برای اون خون می دیم. در واقع خاتمی رو تهدید به کودتا کردند. خاتمی رو نماینده 21 میلیون نفر رو. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 7:24 PM توسط عباس |
|
بدون هیچ پیش داوری باید بگویم که قصد نوشتن به نفع یا ضرر یک پرچم ندارم و فقط میخواهم نظرات خودم و بازدید کنندگان وبلاگ را به نمایش گذاشته و مقایسه کنم . دو پرچم داریم که ۲۸ سال است بر سر آنها مجادله است یکی پرچمی که ۲۸ سال پیش طراحی شد (و نمیدانم به دست چه کسانی)و تعداد الله اکبر آن ۲۲ به نشانه ۲۲ بهمن که صرفا یک رقم تاریخی است و پرچم دیگر درفشی است با هزاران سال سابقه. پرچمی که روزی که اعراب به ایران تسلط پیدا کردند و ایرانیان مسلمان شدند هم همچنان ماندگار ماند.در روایتی مستند از حادثه کربلا در کتب تاریخی آمده است که پس از حادثه کربلا بازماندگان آن توسط افرادی مهاجری در مسیر کربلا تا شام یاری شدند که در توصیف این افراد آمده است بر بالای بام خانه هایشان پرچمهایی مزین به شیروخورشید بود که از این نشانه میگویند انها ایرانی بوده اند که این مطلب نشانگر آن است که این پرچم شناسنامه ما ایرانیان است و همه ایرانیان به آن عشق میورزیده اند. پرچم امروز ایران هیچ مناسبتی با زبان ملی ما فارسی ندارد و کلمه الله در مرکز آن به زبان عربی است گرچه عربی هم زبان دین ماست اما باید بدانیم که بزرگان این مرز و بوم سالها برای این که این مردم فارسی بمانند و صحبت کنند زحمت کشیده اند بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی میشد از کلمات فارسی در این پرچم استفاده کرد البته میتوان گفت پرچم اکثر کشورها ریشه در تاریخ و ملیت آن کشورها دارد و به گونه ای است که مورد تائید تمامی آن ملت میباشد . امیدوارم باز دید کنندگان بدون هیچ حساسیتی وارد این بحث شوند وبدانند نظرات آنان پیرو همین مطلب می آید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 3:47 PM توسط عباس |
|
|
جواب به یک نظر از فریور فتاحی
نظر فربور: جواب :با سلام و تشکر از اینکه به وبلاگ من مراجعه کردید نظر فریور۲:سلام جواب۲:از اینکه مباحث من وشما بدون گرفتن نتیجه تمام نشد و شما باز هم بحث را ادامه دادید خوشحالم . گرچه من قدری دیر متوجه مطلب ارسالی شما شدم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 12:24 PM توسط عباس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| لوگوی مبرآ |
آزادی:
پیدایش این احساس،احساس خفقان،احساس اسارت، درد کشیدن از اسارت، میل فرار و آرزوی نجات از اسارت و تلاش و جستجو برای یافتن گریزگاهی بسوی آزادی،عالی ترین و امید بخش ترین دست آوردی است که تاریخ ، در مسیر تکاملی خویش به انسان امروز ارمغان می دهد و نشانه شور انگیز تولد انسانی دیگر است و به تعبیر درست تر ، تولد انسان راستین ، یا تحقق کامل انسان ; چه انسان یعنی آزادی و احساس اسارت ، خود آیه آزادی است و رنج بردن از اسارت ، نشانه تولد آزادی ; معلم شهید ما شریعتی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|