تبليغاتX
مبرآ
مبارزین برای راه آزادی
                                                      

                                                  300 را شما ساختيد
چندي است به بهانه ساخت فيلم 300 توسط کمپاني فيلم سازي هاليوود بحث تاريخ و گذشته ايرانيان به خصوص جنگهاي خشايار شاه در بين رسانه هاي ديداري و شنيداري جمهوري اسلامي داغ شده است و هر يک به طريقي به محکوم کردن اين فيلم ضد خشايار شاهي يا ضد ايراني مي پردازند.
اما اگر امروز از ميان اقشار مختلف جامعه حتي قشر دانشجو در مورد اين بخش از تاريخ ايران سوال شود انها اطلاعات زيادي در مورد اين ندارند که خشايار شاه که بود از چه دوراني بود قبل و بعد از او چه پادشاهاني بودند خود او چه کرد و اصلا داستان 300 سرباز رومي چيست.
بلي هرگز همان قدرکه در کتابها و مطالب درسي ما درباره فرهنگ ديني ما ن مطالبي گفته شده در مورد فرهنگ مليمان گفته نشده است.
اما امروز همانها که از فرهنگ 2500 ساله ما به عنوان فرهنگ طاغوت و ظلم و ستم و نابرابري نام ميبرده اند مدافع خشايار شاه و سپاه ايران شده و بهانه اي ديگر براي سخنان و رفتارهاي ضد امريکايي خود يافته اند.در واقع تمجيد از طاغوت ديروز براي ضربه بر طاغوت امروز البته از نظر آنها.
حال آنها بايد به اين پرسش پاسخ دهند که
 فيلم بي محتوا و ضعيف 300 بيشتر فرهنگ و تاريخ ما را نابود ميکند يا از ميان بردن آرامگاه کورش به وسيله آبگيري سد سيوند
 فيلم بي محتوا و ضعيف 300 بيشتر فرهنگ و تاريخ ما را نابود ميکند يا بي توجهي که سبب دزديده شدن شيرهاي سنگي ميشود.
در حالي که صداي تيشه اي که امروز از بيستون مي آيد ديگر تيشه فرهادنيست بلکه تيشه سارقان اشيا تاريخي است و روزانه هزاران قطعه از اشيا تاريخي از اين کشور خارج مي شود مسئولان با صرف هزينه هاي زياد مالي و حقوقي در پي بازگرداندن چند شي تاريخي از يکي از دانشگاههاي امريکا هستند.
اينجاست که به ياد قصه سگ ولگرد صادق هدايت مي افتم سگي که در کوچه بازارهاي شهر از کويي به برزني مي رفت به اميد پيدا کردن تکه غذايي.اما همه او را ميراندند و کسي به او توجهي نداشت و او را از خود دور ميکردند.تا اينکه فرد امريکايي اين سگ را نزد خود مي برد به او ميرسد براي او همه گونه امکانات را فراهم مي کند و او را به اصطلاح به سگي جنتلمن تبديل مي کند تا اينکه اهالي همان کوي و برزني که روزي آن سگ را مي راندند به اين فکر افتادند که سگ را برگردانند.بنابراين با طرح شکايت و هزينه زياد با اين بهانه که سگ متعلق به آنهاست او را به همان برزن بازميگردانند و پس از چندي سگ دوباره همان سگ ولگرد ميشود.

             با وجود سدسازان وطنی نیازی به ۳۰۰ سازان هالیوودی نیست.

           

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 1:38 PM  توسط عباس | 
                                             مناظره من و فریور فتاحی:

نظرفریور۳:

سلام
من خیلی خوشحالم که مباحث من و شما برون هیچ گونه غرض ورزی یا حزب بازی پیگیری میشه و من خیلی دوست دارم من و شما مثل دو دوست بتونیم با هم بحث علمی کنیم .
در مورد نظر جدیدتون چند مطلب هست که می خوام به اون ها اشاره کنم ک
1 . من و شما و همه شیعیان یا فراتراز اون مسلمانان و حتی تمانی مردم دنیا بر این باورند که روزی یک منجی ظهور خواهد کرد و زمین را که پر از سیاهی ظلم و جور شده را پر از عدل و داد می کنه . در دین مبین اسلام این مسئله به کرات از قول پیامبر در احادیث و جایگاه های مختلف (مانند روز غدیر خم) مورد بحث قرار گرفته (می تونم اسنادش رو در اختیارتون بزارم) . و حتی ائمه بزرگوار ما به این نکته اشاره کرده اند که حکومت اسلامی حقیقی به معنای کلمه در زمان حضرت مهدی (عج) حاصل خواهد شد . پس هر حکومت اسلامی قبل از ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه حکومتی کامل و جامع نیست . و می دونیم که شخصی صلاحیت و توانایی برپایی حکومت اسلامی جهانی رو داراست که وی}گی های منحصر به فردی داشته باشه . و باید به این نکته اشاره کنم که آزادی حقیقی در زمان حکومت ایشون اتفاق می افته .
2. در این قسمت که نوشتید :
اما حال به صرف اینکه این دین به اعراب نازل شده دلیل نمیشود ما تمامی زبان و فرهنگ خود را یک شبه به آنها بفروشیم.
ایرانیان چه عملی انجام داده اند که شما فکر می کنید ما همه چیزمان را به اعراب فروخته ایم ؟ در ضمن باید یک مسئله در اینجا مورد توجه قرار گیرد حمله به ایران به فرمان چه کسی صادر شده ؟
به نظر من اگر این مسئله به طور کامل حل شود سوال و طرز فکر شما نیز در این زمینه تغییر خواهد کرد .
همونطور که می دونید حمله به ایران در زمان خلافت عمر ابن خطاب اتفاق افتاده است . و نیز خبر داریم که حکومت بعد از پیامبر با توجه به سفارشات اکید پیامبر به کسانی رسید که صلاحیت آن را نداشتند (در این زمینه نیز حاضر به بحث و گفتگو با سند و مدرک هستم) . و اگر به کتب تاریخی روایی آن زمان (حمله به امپراتوری ایران) نگاه کنیم می بینیم حضرت علی (ع) جانشین بر حق رسول خدا با حمله به این امپراتوری مخالف بوده اند . پس اگر زیان هایی به ایرانیان رسیده مسبب آن دین اسلام نیست دلیل اصلی آن بی فکری و بی ملاحضه گری فردی است .اادامه مطلب :
3. در مورد حقوق زنان در قبل از اسلام می خواستم سوال کنم این صد حقوق چی بوده اند و آیا این حقوق با دین و شریعت ایرانیان مرتبط بوده است یا نه ؟ و حقوق زنان ما باید در راستای دین و شریعت ما باشد یا نه
4. و آیا زمان آن نرسیده که ما بحث نژاد ایرانی و عرب رو تمام کنیم . اسلام دین فرا ملیتی و فرا نژادی است به نظرم دستی پشت سر رونق دادن مباحث اختلافی نژادی و ملیتی از قدیم بوده است .
منتظر نظرات شما هستم . با اجازتون مباحث بین شما و خودم رو روی وبلاگم گذاشتم . امیدوارم این مباحث هم نتایج مثبتی برای من و شما و نیز دیگران داشته باشد .
انشا الله

جواب ۳:جواب به فریور(آدینه)
با سلام
از ادامه این بحث علمی استقبال می کنم اما تصور میکنم اگر بتوانیم این گفتگوی دو نفره را از طریق chat ادامه دهیم و سپس نتایج آن را در وبلاگمان قراردهیم برای بازدید کنندگان جالب تر خواهد بود و در مدت زمکان کمتری هم به نتیجه خواهیم رسید.
از اینکه تمامی مباحث مطرح شده بین من و خودتان را در وبلاگ گذاشتید خرسندم.
در مروری گذرا به مطالب متوجه مسائل جالبی شدم از آن جمله این که هر دوی ما در مباحثمان سعی کرده ایم تعدادی از نظرات طرف مقابل را بپذیریم و حتی از مواضع قبلی عدول کنیم و فکر میکنم این مسئله ضامن بقای بحث بوده است.
اما در مورد مسائلی که مطرح نمودید و سوالاتی که ازمن پرسیده بودید باید بگویم که با آن بخش از نظرات شما در مورد حمله اعراب به ایران موافقم و عده ی زیادی از مورخین به این موضوع تاکید دارند که باید بین ورود اسلام به ایران و حمله اعراب تمایز قائل شد.
اما در مورد اینکه همه چیزمان را به اعراب فروختیم یا نه باید بگویم که منظور افرادی از قماش احمد بود که از وقتی که شروع به سخن میکنند تا زمانی که صحبتشان تمام میشود مملو از کلمات و سخنان عربی است . افرادی همچون سردار ....که چندی پیش در تحلیل فیلم 300 ضمن انکار کردن اینکه ما فرزندان قوم آریا هستیم با دشنام دادن به تاریخ و فرهنگ ایران خود و تمامی ایرانیان را فرزندان جمهوری اسلامی دانسته است!!!
در مورد حقوق زنان در ایران باستان هم باید بگویم این مطلب را برای نشان دادن فرهنگ و تمدن ایرانیان مطرح کردم .بد نیست بدانید که در آن زمان کارگران زنی که در ساختن بنای تخت جمشید کار میکردند همه بیمه بودند و از حقوقی همچون مرخصی برای زایمان برخوردار بودند که این حق به تازگی در یکی از ایالتهای آمریکا تصویب شده است .ادامه دارد...لاما در مورد حقوق زنان مباحث بسیار زیادی وجود دارد به طور مثال حاضرم مدارکی را در اختیار شما بگذارم که اسلام قضاوت را برای زنان منع نکرده است.
در مورد بحث نزادی باید بگویم که کورش کبیر همان که در وصیت نامه اش میگوید"و فرمان دادم تا پس از مرگ مرا مومیایی نکنند تا جزئی از خاک ایران شوم"و تنها چیزی که از این ملت خواسته جرئه ای خاک بوده که متاسفانه دارند از همان هم محرومش میکنند 2500 سال پیش هر گونه تبعیض نزاد قبیله و دین را مطرود دانسته اما در مورد اینکه امروز چه کسانی بر طبل این تبعیض میکوبند داستانی بس دراز دارد .
چه کسانی به قصابی به تصور خودشان کافران می پردازند و حتی پیروان دین آسمانی زرتشت را مجوس میشمرند چه برسد به بودا و ...
به هر طریقی نه تنها به گسترش سیطره اسلام می اندیشند حتی میخواهند حکومت خود را هم صادر کنند.

نظر فریور۴:با سلام خدمت شما دوست گرامی
من با نظر شما موافقم که بحثمون رو در chat دنبال کنیم ولی این امر ملزم به این هست که موضوعات بحث م از قبل مشخص باشه تا از قبل در مورد این مباحث آمادگی ذهنی داشته باشم .
اما پیرامون نظرات جدید شما :
به نظر من هرکسی که از عبارات عربی استفاده می کنند زد ایرانی بودند نیستند نمونه بارز آن اشعار حافظ سعدی و مولانا است که همه به اون ها افتخار می کنیم .
راستی هر کسی نژاد خودش رو انکار کنه (به قول شما سردار .... که من نمی دونم کیه) لیاقت ایرانی بودن و آریایی بودن نداره .
و دیگر اینکه شما قرار شد 100 حقوق زنان رو در زمان کورش بگین شما تا اینجا 3 تا از این حقوق را گفتین .
در مورد مدارکی که گفتین من آماده در یافت مدارکی که شما گفتین هستم .
من منتظر نظر شما هستم .

جواب ۴:باز هم سلام
بزرگترین چالشی که افرادی با طرز فکر من با امثال شماها داریم این است که همگی شما خود را معتقد به یک سری اصول میدانید و عقیده دارید که به یک ریسمان چنگ زدهاید وحرفتان یکی است اما وقتی وارد بحث می شویم میبینیم که خوشبختانه یا متاسفانه فرسنگها با هم اختلاف نظر دارید.
مثلا حرفهای احمد را می پذیرید و نمی پذیرید.در برابر اظهارات آیت الله خزعلی را هم موضع قاطعی نشان نمیدهید و در مورد سخنان سردار(اگر اصفهانی باشید اکبر پاکزاد را میشناسید)می گویید که ایشان لیاقت آریایی بودن را ندارد.
در مورد این که چرا چنین است من فکر میکنم که این همه اختلاف نمیتواند اتفاقی
باشد. در واقع عدهای دارند بر طبل افراط گرایی و تند روی میکوبند و جالب است بزرگان مملکت هم هیچ واکنش خاصی در مورد آن ندارند.
چه میشود اگر آقایتان به جای اینکه در تمام سخنرانیها و نطق ها تکلیف مردم و موضع خودش را در برابر آمریکا و غیره و ذلک بیان میکند یکبار قاطعانه جواب این تند روی ها را بدهد.بک بار هم که شده تکلیف خودش و جمهوری اسلامی را در مورد نظریات مصباح یزدیها و خزعلی ها بدهد که آیا رای مردم مشروعیت است محبوبیت است یا هر دو یا اصلا هیچ کدام.
این بار هم اگر من نقل قولی کنم ازکسی شما مطمئنا دیدگاهی متعادلانه خواهید داشت که فکر میکنم ناشی از این است که همیشه از بحث استقبال کرده و متحجرانه با اظهارات دیگران برخورد نکرده اید .
اما مشکلی که امروز ما داریم این است که این اقلیت متحجر تند رو در حال پیشروی برای حکومت بر اکثریت است وبا شعار "بهترین زمان برای تشکیل اتحاد جمایر اسلامی"به سوی حاکم کردن یک نظام تک حزبی در منطقه اندکه این نظام عین عین استبداد است.اما در مورد اشعار سعدی و حافظ و ... که به زبان عربی است لازم است بدانید به ایران که حمله کردند تمام کتابخانه ها را که سوزاندند و فرهنگ ما را به شعله های آتش سپردند به سپاهیان خود گفته بودند همه کتابها را بسوزانید جز آنهایی که به زبان عربی است و بعدها هم شاعران و نویسندگان و دانشمندان سالهای سال مجبور به سرودن و نوشتن به زبان عربی شدند و در مورد اینکه چرا سعدی و حافظ عربی سرودند و فردوسی نه. این که چرا سعدی و به خصوص حافظ از غم و هجران و دوری سرودند و فردوسی از صلابت و هیبت قوم ایرانی خود بحثی طولانی است که میتوان با دانستن دورانی که این بزرگان زیسته اند و شرایط اجتماعی آن دوره به آن پی برد.
در پایان مدارکی در مورد عدم ممنوعیت زنان برای قضاوت در دین اسلام را در چند روز آینده برای شما ارسال خواهم کرد .

نظز فریور۵:

سلام
من فکر می کردم بین من و شما یه بحث فقط علمی هست ولی شما همش بحث رو سیاسی می کنین . و من از این نوع بحث کردن بیزارم چون من هیچ گروه سیاسی رو قبول ندارم . من فقط ممکنه عقائد مذهبی با این آقایانی که نام بردین هم عقیده باشند . در مورد نظر شما در باره اعتقادات من یا امثال من یه نکته وجود داره که هرکسی اعتقاد خودش رو داره و باید به اون احترام گذاشت همونطور که من این کار رو می کنم و کردم .
منظورتون رو در مورد آقاتون نفهمیدم ولی من آقام 1 نفر بیشتر نیست و اون امام زمان حضرت مهدی (عج) هست و هیچ ارباب یا آقایی رو قبول ندارم .
راستی من منتظر اون مدارک هستم .
یک گلایه هم داشتم شما چرا دیگه مباحثه رو روی بلاگتون نمی ذارین از شما که طرفدار آزادی هستین بعید بود .
راستی یک چیزی واسم سوال شده منظور شما و هدفتون از مبارزه با آزادی چی هست واسه چی می جنگین (به قول خودتون)

جواب ۵:

با سلام دوباره بر فریور

در ابتدا باید بگویم که علت اینکه مطالب را به صورت مستقیم روی وب نمیگذاشتم این بود که فکر میکردم گذاشتن آنها در بخش نظرات کفایت میکند و از طرفی توصیه چند بازدید کننده این بود که گذاشتن صرف بحث بین دو طرف در موضوعات مختلف در عین جالب بودن برای آن دو نمیتواند برای دیگر بازدید کنندگان جذابیت و کشش داشته باشد. به حر حال برای اینکه حسن نیت خودم را نشان دهم از تصمیم قبلی صرف نظر میکنم و در عین حال به شما این مطلب را یاد آور میشوم که من ادعای بی جهت ندارم و تا آنجایی که بتوانم"تا آخرین نفس" آزاده ام و به آزادی دیگران احترام میگذارم.

در مورد اینکه بحث بین ما بحثی علمی است و نه سیاسی شکی نیست اما باید این نکته را هم در نظر گرفت که سیاست زدگی در جزء جزء زندگی ما حتی در مسائل اعتقادی و دینی هم دیده میشود و میتوان در بین اقشار مختلف جامعه دید که در اظهارات آنها اکثر علت ها و معلول ها رنگ و بوی سیاسی میگیرد و ناخواسته به این سو میرود و من هم جزئی از همین اجتماع هستم.

به هر حال اگر شما علاقه ای به بحث روی مصداق های بحث بین ما دو ندارید وآان را سیاسی شدن بحث مینامید من هم اصراری بر آن ندارم و بحث را علمی ادامه میدهیم.

اما در نظر شما  گفته اید که عده ای از افرادی که من نام برده ام را قبول دارید پس از شما میخواهم مناظرات بعدی ما پیرامون نظرات این افراد باشد.

در پایان اسنادی در مورد اینکه اسلام قضاوت را برای زنان منع نکرده است و قول آن را به شما داده بودم عبارتند از:

عمده مطالب مطرح شده در بحث عدم قضاوت زنان دو مبحث نقلی و عقلی است.

الف-نقلی:

این دلایل در سه بخش قرآن روایات و اجماع تقسيم نمود.

قرآن:آیه 34 سوره نساء:که با آنکه سیاق آیه مذکور پیرامون روابط بین زوجین و امور خانواده است ولی برخی مفسرین از آن استفاده عام کردند و آن را دلیلی برای ممنوعیت زن از تصدی برخی مناصب  اجتماعی از جمله قضاوت دانسته در حالی که استناد به این آیه شریفه با ممنوعیت قضاوت زن موجه به نظر نمی رسد زیرا همان گونه که برخی صاحب نظران فرموده اند این آیه در رابطه با روابط بین زوجین و مسائل خانوادگی است علاوه بر این حتی در صورت برداشت اجتماعی از این آیه نمیتواند نافی قضاوت زن بر زن باشد.

آیه 33 سوره احزاب:که خطاب به زنان پیامبر می فرماید و از آنان می خواهد در خانه هایشان بمانند برداشت بعضی این است که لازمه قضاوت خارج شدن از خانه و در نتیجه اختلاط با مردان است بنابر این عمل کردن به مفاد این آیه عمومیت دارد پس همه زنان حق قضاوت نداردند .روشن است که استفاده از این ایه برای منع قضاوت زن دور از ذهن است زیرا اولا:

این ایه درباره وضع خاص زنان پیامبر است ثانیا به قول استاد محمد حسن مرعشی دلیل مذکور اخص از مدعاست و نمیتواند مانع از تصدی زنان به طور مطلق از منصب قضا گردد زیرا قضاوت زن بر زن مانعی ندارد و منافاتی هم با مسئله وجوب غض پیدا نمیکند.

روایات : که مهمترین آنها عبارتند از :

ابی خدیجه سالم به نقل از امام صادق :مردی را در بین خود پیدا کنید که احکام ما را میداند و او را به داوری برگزینید که من او را بر شما قاضی قرار دادم .

این حدیث بر اعتبار رجولیت در قاضی قابل مناقشه است زیرااولا:دلالت آن از باب مفهوم لقب است و مفهوم لقب در علم اصول حجتیت ندارد و ثانیا قید رجل یعنی مرد بودن از این جهت است که قالبا مردان عهده دار منصب قضا بوده اندو به اصطلاح از باب تغلیب است پس امام در مقام بیان شرط مرد بودن در قضاوت نبوده است.

انس بن محمد به نقل از جعفربن محمد که او از رسول اکرم شنیده است که: بر زنان اذان و اقامه و حضور در نماز جمعه و...وعهده دار شدن مقام قضاوت و حکومت نیست.

نحوه بیان مطلب در این روایات که بزرگانی همچون مقدس اردبیلی و موسوی اردبیلی آن را از حیث سند و دلالت مخدوش دانسته اند صراحت در ممنوعیت قضاوت را ندارد بلکه در صدد یک سلسه تکلیف یا استجاب موکد است به گونه ای که هیچ یک از فقهای شیعه بر حرمت حضور زنان در نماز جمعه به این روایت استناد نکردند کما اینکه از نظر برخی از علمای حقوق نمیتوان استفاده نهی تحریمی از این حدیث کرد بلکه نهایتا از آن استفاده تنزیهی کراهتی میشود.

اجماع:شمار زیادی از فقهای بزرگ حلالیه همچون محقق حلی و صاحب جواهر و نراقی وشیخ انصاری و....ادعای اجماع را یکی از دلایل منع قضاوت زنان دانسته اند در حالی که اجماع مورد استفاده ثابت نیست ثانیا اینکه اجماع مدرکی است زیرا اجماع کنندگان هر چند استناد به اجماع کرده اند اما آن را مستند به دلیلی از کتاب و سنت کرده اند و در حقیقت در چنین اجماعی به نفس اجماع-که باید کاشف از رای معصوم باشد- استناد نکرده بلکه مدرک آن مستند اجماع است پس به واسطه مدرکی بودن از اعتبار ساقط است.

ب:عقلی :که مهمترین آن عبارتند از:لزوم مستور بودن و عدم اختلاط با مردان که به طور ضمنی مورد بررسی قرار گرفت.اصل عدم جواز قضاوت زن:در واقع مهمترین دلیل مطرح شده در این زمینه توسل به اصل عدم است در توضیح آن باید گفت:قضاوت یک نوع ولایت و حکومت است و کسی که عهده دار این منصب است باید از سوی مقام ولایت و امامت ماذون در این امر باشد بنابراین با شک درتحقق  ولایت قضا بر زن لازم است به اصل عدم ولایت رجوع کنیم و حکم به عدم قضاوت بر زن نماییم .این استدلال نیز مخدوش است زیرا تمسک به اصل عدم هنگامی صحیح است که اطلاقات و عموماتی وجود نداشته باشد تا شک مزبور را بر طرف سازد اما با توجه به اینکه در روایات وارده عمومات و اطلاقاتی وجود دارد و حتی در برخی روایات مانند روایات عمر بن حنظله اذن عام برای قضاوت زنان وجود دارد بنابراین نمیتوان به اصل عدم رجوع کرد.یکی دیگر از دلایل فرعی که مورد توجه عامه قرار گرفته است احساساتی بودن زنان است:درپاسخ میتوان گفت که درست است که زنان نوعا از نظر عواطف و احساسات چنین هستند اما نمیتوان آنها را با توجه به این خصیصه از تصدی امر قضا محروم کرد چون اولا مسائل قضایی همیشه با عواطف و احساسات سر و کار ندارد و در ثانی بسیاری از زنان هستند که با کار آموزی مستمر و ممارست در امر قضا تحت تاثیر احساسات قرار نمیگیرند.  

 

 نظر۶:

 

 سلام خدمت آقا عباس
خوشحالم که هنوز بحث بین من و شما ادامه داره .
یک تشکر به شما بدهکارم بابت گذاشتن مباحث روی وبلاگتون . (mer30)
درمورد بحثی که درمورد سیاست داشتین یک نکته هست که باید به اون اشاره کنم و اون اینه که سیاست یک کلمه عام و کلیه و هرکسی یه برداشت ازش داره بعضی برداشت افراطی بعضی تفریطی و بعضی ... . من نگاهم به سیاست یک نگاه بدون برخورد و بیطرفانه است .
مباحثی که در مورد حقوق زنان پیرامون قضاوت بیان کردین نیاز به تامل و تعمق بیشتری در مورد این مباحث احساس می کنم و در این مورد یک خواهش از شما دارم برای بهتر شدن مباحثه و روشن شدن این مسئله منابع و کتبی که شما این مطالب رو از اون ها استخراج کردین به من معرفی کنین .
ممنون می شم و منتظرم
موفق باشین

جواب ۶:

سلام فریور
ار این که مدتی نتوانستم در بحث شرکت کنم معذرت خواهی میکنم.
البته عوامل زیادی مسبب این تاخیر بود که هیچ کدام از نظر من کم آوردن نبود.
از این بحثهایی که من با شما دارم در دانشگاه با هزاران نفر دارم البته عده ای تاب و توان تحمل عقیده مخالف خود را ندارند و این چنین شد که هفته گذشته وارد یک سری مباحث یا بهتر بگویم درگیریهای فرسایشی در دانشگاه شدم که آثار آن را در بیانیه هایی که در وبلاگم هست میتوانی ببینی .
این چنین شد که از ادامه بحث با شما بازماندم.
به هر حال بحث من و شما به منابع رسیده است .البته قبلا هم شما از من منابع خواسته بودید که من پاسخی ندادم اما این بار درباره مبحث عدم ممنوع بودن قضاوت زنان در اسلام باید بگویم که مطلب برداشتی از نشریه معتبر دانشجویی آوا و به نگارش و تحقیق فردی با ایمیل www.mamad_saidi@yahoo.com
البته میتوان با مراجعه به کتب مربوط به دانشمندانی که نامشان در مطلب امده اشکالات و سوالات خود را بی پاسخ نگذارید.
این بار دوم یا سومی است که مفهوم ازادی را از نگاه من پرسش میکنید به نظر من یک انسان انقدر ازاد است که سدی در برابر آزادی دیگران نباشد.
در باره مفهوم این جمله باز هم به بحث خواهم پرداخت البته اگر شما مایل باشید و مانند بحثهای قبلی که من درخواست ان را داده بودم بی پاسخ نگذارید
 

نظر۷:

سلام
عباس آقا فکر کنم قرار بود شما منابع صحبت هاتون رو به من معرفی کنین تا من با مطالعه اونها بتونم بحث رو ادامه بدم درسته ؟
من تا حالا چند بار از شما در مورد دیدتون به آزادی و عقیدتون برای مبارزه سوال کردم که تاحالا شما جوابی ندادین.
اگه تا کتابا رو پیدا می کنین در این مورد هم مطلب بنویسین ممنون می شم
ان الله یهدی من یشا
ان شاالله خداوند من و شما را جزو هدایت شدگان خودش قرار دهد

جواب ۷:

سلام فریور
میبینم که رو به طعنه و کنایه و چشمک و ....آوردی.ایا واقعا این نوع ادبیات در گفتگوی بین ما دو وجود داشت یا این که به این نتیجه رسیده ای که دلایلی را که من از شما خواستم که منابع مشخص و قابل اعتنای آن را از نویسنده مطلب بخواهی به باد تمسخر بگیری.
اما دید من به آزادی مثل دید بسیاری ازمردم جهان به آن است .ازادی تعاریف و استنباطهای زیادی دارد ولی به نظر من زیر بنای هر گونه آزادی آزادی بیان است.
حدیثی از پیامبراکرم است که ایشان در پاسخ به فردی میگوید اگر تو توانستی با دلیل و مدرک ثابت کنی که من پیامبر خدا کافرم یقینا این چنین است.
حال در چه صورت آن فرد میتواند دلایل خود را بازگو کند مثلما در صورتی که ازادی بیان داشته باشد.
در کشوری که ادعای 100سال مشروطیت و 30سال حومت مردمی و دینی میکند به قول دکتر افروغ نماینده اصولگرای مجلس که میگوید:من شرمم میشود که بگویم در این کشور هنوز کسی به خاطر قلمش به زندان می افتد.
اکبر گنجی ها در این 30 سال حکومت خلیفه اسلامی اقایان کم نبودند.انسانهایی که توانسته اند در سانسور وحشتناک عقاید دگراندیشانه خود را به گوش دیگران برسانند و البته هزینه ان را هم پرداخته اند.
مصادیق سانسور و نظارت بدون انطباق بر اصول آزادی بیان را ما در بین همکاران مشترکمان(وبلاگ نویسان )به طور مشخص میتوان مشاهده کرد.از فیلترینگ تا حبس و...
آیا میتوان یک وبلاگ نویس که عقاید و نظریات شخصی خودش را مینویسد را بر انداز نرم و یا دشمن ملت و منافق نامید.به راستی اگر کار انها درست و بدون شاعبه است چرا از عقاید یک دانشجوی ساده بر روی وبلاگش که روزانه چند بازدید کننده خاص دارد این همه هراس دارند که حتی او را به پای میز محاکمه میکشند.
امیدوارم بحث ما در این مورد ادامه یابد و شما بحث را لوس نکنید
در مورد مصداقهای دیگر آزادی در اینده بحث خواهیم کرد.
قربانت عباس

نظر آخر۸:

سلام
آقا عباس من از شما گلایه دارم من کی حرف های شما را به باد مسخره گرفتم من گفتم مدارک و کتب مربوطه را معرفی کنید فکر نکنم این حرف مسخره کردن باشه
و یک نکته اینکه چرا شما همش منو مورد خطاب دولت قرار می دین نکنه ما یک کاره ای تویه این حکومتیم
من فقط بحثم در مورد آزادی اینه که بدونم شما عقیدتون چیه که دیدم سنگ کسایی رو به سینه می زنین که ذره ای از اعتقادات اسلامی در رفتار و کردارشون دیده نمیشه
کسایی که می رن و خودشون رو خار میکنن و به این کشور و اون کشور التماس می کنن .
در همون کشور هایی کهشما می گین آزادی وجود داره هرکس از هلوکاست حرف بزنه جرمش زندانه (البته اگه دوباره نگین من طرفدار احمدی نژادم) ولی عینک بدبینی رو عوض کنین و به مسائل طوری نگاه کنین که واقعی هستند
انسان عاقل و بی طرف همیشه با منطقش به مسائل برخورد می کنه نه با دید بدبینی
حالا بازم تکرار می کنم من منتظر منابعی که از اون اون جملات و نوشته ها رو نوشتین هستم حداقل نویسندش رو معرفی کنین یا اسم کتاب رو بگین (اگه نمیگین با طعنه حرف زدی)
و در آخر :
باور کنین با شانتاژ و جوسازی نمیشه حرفی رو به کرسی نشوند (واسه آدمای بی طرف)
من امیدوارم مثل قبل منطقی برخورد کنین

جواب اخر۸:

سلام
ببخشید شما گفتید من سنگ کسانی را به سینه میزنم که ذره ای از اعتقادات اسلامی در آنها وجود ندارد.
اگه منظورتون امثال اکبر گنجی و دکتر سروش و حجه الاسلام کدیور است که باید بگویم که خوب راه حلی است که فعلا حکومت ایران به ان رسیده  که هر که مخالف آنان بود کافر است(البته در اینجا منظورم حاکمیت رسمی و کسانی که از آن دفاع میکنند) چه اکبر گنجی روزنامه نگار(که البته دلیل اینکه به قول شما به بیگانه پناه برد همانا بی پناهی او در ایران بود کسی که رکورد دار اعتصاب غذای دنیا در زندان است و کسی به داد او نرسید چاره دیگری هم مگر دارد) چه عبدالکریم سروشی که از نظر اصولی و فکری روزی با منتظری و مطهری مقایسه میشد و چه غیره و ذلک ...
که من باید بگویم ذره ای در اعتقادات آنها شک ندارم و در ثانی مگر دفاع از آزادی بیان و اندیشه دیگران بستگی به دین و مسلک آنان دارد.
مگر کورش کبیر که یهودیان را از چنگ بابلیان آزاد کرد از اعتقادات آنان پرسید .اگر در نظر بگیریم که ما باید هر انکه دارای اعتقادات برابر و یکسان با ما نباشد را کنار گذاریم که جامعه ی نخواهیم داشت البته جامعه آزاد نخواهیم داشت. .
اما در مورد هولوکاست بحث بحثه طولانی است که از دو مسیر میتوان به آن پاسخ داد
1-از موضع دفاع از غرب:میتوان گفت که هولوکاست یک موضوع عادی و معمولی نیست که بتوان آن را زیر سوال برد و آن را نقد کرد و جزیی از اعتقادات غرب شده است مثل اینکه کسی بخواهد واقعه عاشورا را زیر سوال ببرد ما و شما چه برخوردی با ان میکنیم واقعه ای که هر یک از ما با ان بزرگ شده ایم و بخش زیادی ازمراسمات و بزرگداشتهایی که در طول حیاتمان گرامی داشتیم به آن مربوط میشود حال در نظر بگیرید واقعه ای که تنها 50 سال از ان گذشته  و هنوز اثار جنایات ان بر بازماندگان آن در جنگ جهانی دوم مانده است جدا از اینکه بر فرض کذب باشد چون جزیی از اعتقادات میلیونها انسان است باید به ان احترام گذاشت.
2-از موضع دفاع از آزادی:اینکه بله واقعه ای همچون هولوکاست را هم میتوان زیر سوال برد همچنان که  هر اصل دیگر را میتوان  زیر سوال برد اما اکنون این پرسش مطرح میشود که به خاطر اینکه انان ازادی بیان را زیر سوال میبرند و به ان بی حرمتی میکنند آیا مجوزی برای ما میشود که ماهم این چنین کنیم یعنی در واقع میتوان گفت اصل رفیعی چون آزادی متعلق به کشور یا کشورهایی خاص نیست که اگر انان ان را زیر پا گذارند ما هم بتوانیم این چنین کنیم در واقع هر کس مسئول کار خود است.
در پایان برای بار سوم میگویم که میتوانید منابع درخواستی را از نگارنده ان مطلب با ایمیلی که قبلا به شما داده ام درخواست کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 0:50 AM  توسط عباس | 

                     

من هیچ وقت مزه عدم آزادی رو نچشیده بودم، گهگاه تو روزنامه می خوندم که یه روزنامه نگار و یا یه سیاستمدار رو گرفتند، ولی خب هیچ تاثیری تو زندگی عادیم نداشت. من همیشه همونطور زندگی می کردم که دلم می خواست، همون حرف هایی می زدم که دلم می خواست. گیچ بودم که این عدم آزادی چیه؟ اون آزادی که خاتمی با شعار دادن اون 21 میلیون رای گرفت، چیه؟ تا اینکه....هیچ وقت اونروز یادم نمیره، سال 77 بود، سوم راهنمایی بودم.چند تا جوون ریشو، سر یکی از میدون های اصلی شهر، با تیغ موکت بری شلوار های لی چسبون مردم رو پاره می کردند. با اینکه در عمرم شلوار لی نپوشیده بودم ولی یه حسی بدی بهم دست داد. شاید یه سالی از اون موضوع گذشت که یه روز تو روزنامه خوندم که چندتا از سرداران چنگ نامه ای به خاتمی نوشتند و گفتند که ما این انقلاب رو با خون حفظ کردیم، و اگر لازم باشه باز هم برای اون خون می دیم. در واقع خاتمی رو تهدید به کودتا کردند. خاتمی رو نماینده 21 میلیون نفر رو.
آقای ده نمکی سلام!!!
من اخراجی های شما رو ندیدم و مطمئنا هرگز حاضر نیستم که حتی یک ریال بابت فیلمی پول بدم که نمی دونم عواید اون صرف چه کاری می شه. البته داستان فیلمتون را از وبلاگ ها خوندم.آقای ده نمکی! از تلویزیون دیدم شما عذر خواهی می کنین!!! شما چرا برادر؟؟؟ شما که چند سال جنگیدین؟؟؟ شما که بخاطر اینکه همرزماتون شهید شدن گاه و بیگاه زندگی رو به این مردم بیچاره زهر کردین، چوبکاری می فرمایین قربان!!! خیلی های دیگه هستن که باید عذر خواهی کنند. همون ها که بخاطر نیم ساعت خندیدن چشم هاشون رو به حقیقت تلخ شما بستند. همونا که هرگز وقتی اون لمپن ها رو تو فیلمتون می دیدند یادشون نیومد که این لمپن ها چرا اینقدر حضور واقعی تو زندگی ما ها دارند؟ چرا اینقدر شبیه کارگردان فیلم هستند؟ همون ها که نمی دونستند که این رای باعث میشه که کسی که بویی از هنر نبرده، به بزرگترین هنرمندان یک کشور ناسزا بگه.  آقای ده نمکی! از سیاست حاکم بر سینما گله می کنین، حق با شماست، در این سینما رو باید گل گرفت. سینمایی که سیاست هاش رو دوست شفیق شما معین می کنه، سینمایی که حاضر میشه این همه بودجه رو برای شما خرج کنه. این سینما آلوده هست. ملعبه ایست در دست همون قوم و خویشان شما. همون طایفه که وقتی فقط 5 میلیون رای داشتند همیشه حق به جانب بودند و حالا که 17 تا دارند، خدا رو هم بنده نیستند. همون که دارند  تیشه به ریشه این مملکت می زنند.
آقای ده نمکی عزیز! من حتی حاضر نیستم فیلم کیومرث پوراحمد رو ببینم. من مردان جنگ رو دوست دارم و برای اونها احترام زیادی قایل هستم. حتی اونها رو بر خودم محق می دونم و عقیده دارم اونها از وارسته ترین ها هستند. ولی مردان جنگ برای من یعنی همون مردان حاتمی کیا. همون که تو از کرخه تا راین وقتی درد داره بر سر خدای خودش داد می زنه و نه کسی دیگه. همون جانبازی که تو آزانس شییشه ای مرگ رو به انتظار نشسته و دم نمی زنه و حتی همون حاچ کاظم که مردم رو گروگان می گیره ولی هدفش از این کار اینقدر مقدسه که فقط استیصال یه مرد رو نشون میده. همون حاچ کاظمی که وقتی پلاکش به زمین می افته، پلاک یادبود حضور عاشقونه، یادگار از خود گذشتن برای وطن، یادمان هر اونچه خوبیست برای او، وقتی پلاکش به زمین می افته، اون به جای همه اینها، عشق زمینی اش رو به یاد میاره و فاطمه اش رو صدا می زنه. راستی آقای ده نمکی! اون فیلم رو دیدی؟ اون موتور سوار رو یادته که به حاج کاظم پیشنهاد کمک میده، هیچ حس کردی که چه قرابت عجیبی با مسعود ده نمکی داره.
آقای ده نمکی! من بسی خوشحال شدم که شما اوباشی گری و یاغی گری رو کنار گذاشتید و برای بیان حرف هاتون از هنر استفاده می کنید ولی باید بدونید مفهومی که می خواین بیان کنین خیلی مهمتر از نحوه گفتنش هست. شما هنوز لمپن هستید، افکارتون هنوز هیچ تغییری نکرده. این مردم خیلی زود خنده هایشون یادشون میره، خیلی زود.www.raha33.blogfa.com  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 7:24 PM  توسط عباس | 
                                          

بدون هیچ پیش داوری باید بگویم که قصد نوشتن به نفع یا ضرر یک پرچم ندارم و فقط میخواهم نظرات خودم و بازدید کنندگان وبلاگ را به نمایش گذاشته و مقایسه کنم .

دو پرچم داریم که ۲۸ سال است بر سر آنها مجادله است یکی پرچمی که ۲۸ سال پیش طراحی شد (و نمیدانم به دست چه کسانی)و تعداد الله اکبر آن ۲۲ به نشانه ۲۲ بهمن که صرفا یک رقم تاریخی است و پرچم دیگر درفشی است با هزاران سال سابقه.

پرچمی که روزی که اعراب به ایران تسلط پیدا کردند و ایرانیان مسلمان شدند هم همچنان ماندگار ماند.در روایتی مستند از حادثه کربلا در کتب تاریخی آمده است که پس از حادثه کربلا بازماندگان آن توسط افرادی مهاجری در مسیر کربلا تا شام یاری شدند که در توصیف این افراد آمده است بر بالای بام خانه هایشان پرچمهایی مزین به شیروخورشید بود که از این نشانه میگویند انها ایرانی بوده اند که این مطلب نشانگر آن است که این پرچم شناسنامه ما ایرانیان است و همه ایرانیان به آن عشق میورزیده اند.

پرچم امروز ایران هیچ مناسبتی با زبان ملی ما فارسی ندارد و کلمه الله در مرکز آن به زبان عربی است گرچه عربی هم زبان دین ماست اما باید بدانیم که بزرگان این مرز و بوم سالها برای این که این مردم فارسی بمانند و صحبت کنند زحمت کشیده اند

بسی رنج بردم در این سال سی           عجم زنده کردم بدین پارسی    میشد از کلمات فارسی در این پرچم استفاده کرد البته میتوان گفت پرچم اکثر کشورها ریشه در تاریخ و ملیت آن کشورها دارد و به گونه ای است که مورد تائید تمامی آن ملت میباشد .

امیدوارم باز دید کنندگان بدون هیچ حساسیتی وارد این بحث شوند وبدانند نظرات آنان پیرو همین مطلب می آید                                              

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 3:47 PM  توسط عباس | 
                      جواب به یک نظر از فریور فتاحی 

نظر فربور:
شما که همش ایرانی ایرانی می کنید که بیشتر معتقد به تبعیض نژادی هستین
البته 1 نکته به احمدآقا در احادیث نیز از نوروز به خوبی یاد شده ...
راستی می دونید روز غدیر با نوروز برابر بوده است ؟
ولی آقا عباس مگر شما مسلمان شیعه نیستید ؟ من هیچ وقط به خودم اجازه نمی دم که به اعراب توهین کنم به 2 دلیل :
1 اوناهم انسانند و نباید به آن ها توهین کرد
2 تمام امامان ما هم عرب هستند .
پس بهتره مراقب حرف زدنمون باشیم
ضمنا دوره زردشت و کورش کبیر گذشته و بعد از اونها دین کامل اسلام اومده بهتره به چنگ زدن به دین کامل اسلام از گمراهی نجات ژیدا کنیم 

جواب :با سلام و تشکر از اینکه به وبلاگ من مراجعه کردید
من معتقد به تبعیض نژادی هستم یا کسانی که سوزانده شدن 5 میلیون یهودی را در  کوره های آدم سوزی هیتلر کتمان می کنند.ایرانی ایرانی کردن من نشانه نژاد پرستی من نیست بلکه هر انسانی در دنیا که بخواهد خود را معرفی کند ابتدا ملیت خود را میگوید و سپس...
اما در مورد اظهارات من در مورد نوروز باید بگویم که صرفا پاسخی بر ادعاهای کذب احمد در مورد مجوس بودن ایرانیان بود .ایرانیان در روزگاری که در مهد تمدن دنیا روم باستان چند خدایی بوده است یکتا پرست بوده اند.
البته صدام هم برای بسیج کردن ارتش عراق ایرانیان را مجوس شمرد و به این آب و خاک حمله کرد .نمیدانم شاید احمد هم از بازماندگان رژیم بعث عراق است.
اما در پایان باید بگویم هیچ توهینی به اعراب نکرده ام.

نظر فریور۲:سلام
ممنون که لطف کردین و به نظر و سوال من پاسخ دادین
فکر کنم شما منظور من رو بد برداشت کردین
من نظر خودم رو برای شما در رابطه با دین اسلام و عید نوروز براتون بنویسم :
ادیان به مرور گذشت تاریخ کامل تر شدن . یعنی دینی که از طرف خداوند برای بشر در طول تاریخ مشترک است اما در طول تاریخ و به مرور زمان این دین واحد کامل تر شده . یعنی هر پیامبر دارای شریعتی دین پیامبر بزرگ قبل خودش رو کامل تر و جامع تر کرده و تحریفاتی که مردم در اون دین وارد کرده بودن رو حذف کرده و کلام درست الهی رو به مردم نشان داده . تا اونجا که خداوند توسط حضرت محمد (ص) دین اسلام رو برای تمام مردم جهان تا روز قیامت نازل کرد . و به مردم سفارش کرد که از این به بعد (یعنی بعد از فوت پیامبر) با تمسک به دو وزنه (ثقل) که یکی قرآن و دیگری اهل بیت (امامان معصوم) هستند راه بندگی خدا رو بپیمایند و از اون منحرف نشن .
همونطور که در تاریخ مشخص است قبل از اینکه اعراب به ایران حمله کنن ایرانی ها خودشون به دین اسلام علاقه نشون می دادن و یکی از دلایل پیروزی مسلمانان در جنگ با ایران هم همین بود که ایرانی ها بخاطر دین اسلام با سپاه اعراب مقابله نکردند .
پس از تصرف کامل ایران به دست اعراب دین اسلام در ایران حاکم شد و جالب اینکه از همون ابتدا ایرانیان اکثرا دنباله رو مسیر حقیقی اسلام (شیعه) بودند و علاقه زیادی به حضرت علی و دیگر امامان داشتند . اما ایرانیان سنت های گذشته خودشون رو چون مغایر با اسلام نمی دیدند ادامه دادند (منظورم عید نوروز هست) حتی از ائمه معصومین در این زمینه سوال کردند که ایشان نیز ادعیه خاصی به آنها آموزش دادند و سنت دید و بازدید رو تایید کردند چون همه مطابق با اسلام و دین بود .
این سیری کوتاه در مورد رابطه عید نوروز با دین اسلام و ایرانیان بود من می خواستم این مطلب رو یاداوری کنم

جواب۲:از اینکه مباحث من وشما بدون گرفتن نتیجه تمام نشد و شما باز هم بحث را ادامه دادید خوشحالم . گرچه من قدری دیر متوجه مطلب ارسالی شما شدم.
در مورد صحبتهای شما باید گفت که با بخش اعظم آن موافقم و در این که اسلام حقیقی کاملترین و جامع ترین دینی است که امروز میتواند وجود داشته باشد شکی ندارم اما گفتم میتواند چون تا به حال به فعلیت رسیدن آن را ندیده ام و به این نتیجه رسیده ام که آنها که بیشترین ادعا را دارند به همان میزان بیشترین فاصله را با آن دارند.
اما به نظر من خدای متعال برای اینکه نشان دهد اسلام بهترین دین است کار بسیار بزرگی انجام داده است.همان گونه که در تبلیغات امروزی مثلا برای نشان دادن پاک کنندگی یک شیشه پاک کن آن را بر روی کثیفترین شیشه ها آزمایش میکنندتا قدرت آن را نشان دهند اسلام هم بر یکی از وحشی ترین و کثیفترین اقوام نازل شد تا خدای متعال نشان دهد این دین جدید تا چه حد میتواندموثر باشد و قومی را متحول کند گرچه اعراب متحول شدند اما مطمئن باشید اگر این دین به هر قوم دیگری میرسید تاثیر آن چند صد برابر بود و دلیل آن را هم خودتان بیابید .
اما حال به صرف اینکه این دین به اعراب نازل شده دلیل نمیشود ما تمامی زبان و فرهنگ خود را یک شبه به آنها بفروشیم.
اما در مورد ایران این چنین نبوده است.در حالی که اعراب دختران خود را زنده به گور میکردند زنان ایرانی دارای 100حق بودند که بعضی از این حقوق را امروز هم ندارند.
به اقرار بسیاری از روشنفکران و مورخین اسلام بسیاری از جنبه های فرهنگ و تمدن خود را هنگامی یافت که با فرهنگ و تمدن ایران برخورد کرد و فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی به حق به یکدیگر مدیون هستند.
حال اینکه عده ای مغرض اندک مظاهر باقیمانده از فرهنگ اصیل ایرانی را سخره میگیرند و مثلا نوروز را عید مجوسان می شمارند به من هم اجازه دهید فرهنگ اعراب قبل از اسلام را به آنها یادآوری کنم.
اگر درآن روز ایرانیان آتش را مقدس می شمردند اعراب چه را مقدس میشمردند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 12:24 PM  توسط عباس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
لوگوی مبرآ
آزادی:
پیدایش این احساس،احساس خفقان،احساس اسارت، درد کشیدن از اسارت، میل فرار و آرزوی نجات از اسارت و تلاش و جستجو برای یافتن گریزگاهی بسوی آزادی،عالی ترین و امید بخش ترین دست آوردی است که تاریخ ، در مسیر تکاملی خویش به انسان امروز ارمغان می دهد و نشانه شور انگیز تولد انسانی دیگر است و به تعبیر درست تر ، تولد انسان راستین ، یا تحقق کامل انسان ; چه انسان یعنی آزادی و احساس اسارت ، خود آیه آزادی است و رنج بردن از اسارت ، نشانه تولد آزادی ;
معلم شهید ما شریعتی

نوشته های پیشین
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
دلکده
انجمن اسلامی
شاملو
موزيك پارسي
دوست داشتني تر
سرزمين
فرياد حق طلبي مردم
تنظيم وبلاگ
سايت خبري اصلاحات(نوروز)
مجمع اصلاحاتیون
اصلاحات در ایران ما
جنبش دانشجویی و فریاد حق طلبی مردم
تارنمای حاج سید رضا آخوند زاده
انجمن اسلامي دانشكده فني
به همین سادگی
وبلاگ لوتوس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
ÏÇäÔÌæíÇä ÒäÏÇäí ÑÇ ÂÒÇÏ ˜äíÏ